صائن الدين على بن تركه

52

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

اگر دارى سر اين ، پاى درنه * به ترك جان بگو ، چه جاى جان است و گرنه در سلامت رو كه با تو * سخن گفتن ز دلق و طيلسان است پس هوشمندان شاهراه طلب را بايد كه به مجرد آنكه شخصى اطراف و جوارح خود را به ظاهر آن عبارات و طاعات بيارايد و دكان افعال را به اشكال فريبندهء مقبولات اعمال ، كه متاع رايج بازار عادت‌پرستان شهرستان طبيعت است ، زينت دهد ، مغرور نشود « 1 » . اگر طريق هدايت روى تو شرط آن « 2 » است * كه هر حديث كه خواهى ، ز اهل آن شنوى و گرنه نان به بهاى كليچه بايد خورد * چو وصف آن تو هم ، از صاحب دكان شنوى تو « 3 » خود به باغ رو و گوش كن كه سهل بود * اگر فضيلت بلبل ، ز باغبان شنوى تذنيب در بيان « 4 » معنى سنن وضو و تحقيق هريك از سنتهاى آن : اولا ببايد دانست كه آدمى را هم « 5 » چنانچه در مرتبهء ظهور رويى آماده شده كه آدم بدان متحقق است و تمام آن در يوسف - عليه السلام - روى نموده چنانچه فحواى فرمودهء « 6 » : « أَحْسَنَ الْقَصَصِ » بدان مشعر است ، همچنين در مرتبهء كمال اظهار نيز « 7 » رويى دارد و تمام آن در محمد عربى - صلوات اللّه و سلامه « 8 » عليه و على آله اجمعين - پيدا شده ، چنانچه فحواى فرمودهء : انا افصح از آن افصاح نموده « 9 » ،

--> ( 1 ) - ب : بيت . ( 2 ) - ن : اين است . ( 3 ) - ن : تو هم به باغ . ( 4 ) - ن : در بيان سنن . ( 5 ) - ب : آدمى را چنانچه . ( 6 ) - دم : يوسف عليه السلام روى نموده چنانچه فحواى فرمودهء انا افصح ( بنابراين نسخه دم فاقد چند جمله است ) . ( 7 ) - ب : روى . ( 8 ) - ن : عليه و آله . ( 9 ) - ب : بيت .